على زمانى قمشه اى
337
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
نظريه خواجه نصير الدّين طوسى خواجه طوسى مىگويد : مكان طبيعى زمين ، مركز زمين - كه يك نقطه مىباشد - نيست ؛ و گرنه هيچ ذرّهاى از زمين در مكان طبيعى خود قرار نمىگرفت ، بلكه منظور از مكان طبيعى زمين آن است كه مركز هر جزء و پاره از زمين با مركز زمين در يك راستا قرار گيرد ، بنابراين ، پارهسنگى كه از زمين جدا شده تا وقتى جداست در مكان طبيعى خود قرار ندارد و داراى ميل است و هنگامى كه به زمين متّصل شد ميل آن از بين رفته و جزئى از زمين به حساب مىآيد ، پس در مكان طبيعى خود قرار گرفته است . « 1 » ولى به نظر مىرسد اگر قائل شويم كه در طبع اجرام فضايى و اجسام زمينى ميل قرار دارد ، ديگر نمىتوان گفت : وقتى سنگ روى زمين قرار گرفت ميل آن از بين مىرود و از طبع خود دست مىكشد ، بلكه بايد گفت : ميل سنگ كوچك مغلوب ميل زمين بزرگ مىگردد ، مانند مادرى كه فرزند كوچك محبوبش را در آغوش مىكشد . ديدگاه علّامه شعرانى علّامه شعرانى در شرح تجريد الاعتقاد در بحث « جهت » آنجا كه مرحوم خواجه مىنويسد : و الطبيعي منها فوق و سفل و ما عداهما غير متناه . چنين مىنگارد : جهات غير متناهى مىباشند ؛ زيرا هركس در هرجا قرار دارد و آن را مركز كره انگارد مىتواند از جاى خود خطهاى موهوم غير متناهى به همهء اطراف
--> ( 1 ) . همان .